از بس که نازنینی و نازت کشیدنیست

دشنام که از دهان تو باشد شنیدنیست

افتد اگر به ماه رخت چشم آفتاب

تصدیق میکند که چنین روی دیدنیست

خود میمکی لبت بشگفتم که از کجا دانسته ای لب نمکینت مکیدنیست

آرام و تاب و صبر و قرارم ربوده هست

شیرین لبی که شهدی وصالش چشیدنیست

ساربان